به گزارش آوای هگمتان؛ تعاملات رو در رو، پرسش و پاسخهای زنده و جو حاکم بر مدرسه، ارکان اصلی درونی شدن مطالب در ذهن دانشآموز هستند. وقتی این فضای واقعی با تعطیلیهای گاهبهگاه و آموزش در بستر مجازی جایگزین میشود، نتیجه چیزی جز فاصله گرفتن از فضای واقعی تحصیل نیست. در این میان، قطعیهای مکرر اینترنت نیز تیر خلاصی بود که حتی مسیر یادگیری در فضای مجازی را نیز ناهموارتر کرد.
در این وضعیت، والدین و بهویژه مادران بهاجبار نقش «معلم دوم» را پذیرفتهاند. اما این تغییر نقش، آسیبهای خاص خود را داشت محیط خانه که باید پناهگاه عاطفی دانش آموز باشد، حالا به میدان مشاجره برای خواندن و انجام تمرینهای درسی تبدیل شده است. از سوی دیگر، گلایه معلمان از عدم یادگیری کافی و انتظار آنها از والدین برای ممارست بیشتر در منزل، چرخهای فرسایشی ایجاد کرده که در نهایت هم به ضرر رابطه والدین-فرزند و هم به ضرر سلامت روان دانشآموز است.
بزرگترین چالش زمانی نمود پیدا میکند که نظام آموزشی، دانشآموزی را که آموزش کافی و باکیفیت در فضای حقیقی دریافت نکرده است، مجبور به شرکت در امتحانات حضوری (پایه هفتم تا دهم ) میکند. پرسش اصلی اینجاست: چگونه میتوان انتظار داشت خروجی آموزشی که در بستر «مجازی و متزلزل» شکل گرفته، در فضای «حقیقی و سختگیرانه» مورد ارزیابی قرار گیرد؟
آیا زمان آن نرسیده است که شورای تامین و مسئولان آموزش و پرورش استان همدان «کلاه خود را قاضی کنند»؟ فاصله میان آموزش مجازی و آزمون حقیقی، واقعیتی انکارناپذیر است. وقتی بستر آموزش فراهم نبوده، برگزاری آزمونهای حضوری با استانداردهای سختگیرانه، جز تحمیل استرس مضاعف و افت تحصیلی نتیجهای در بر نخواهد داشت.
زمانه تغییر کرده است، اما آیا شیوههای ما برای رویارویی با این تغییرات به اندازه کافی انعطافپذیر بوده است؟ یا همچنان شاهد «باریدن از زمین به آسمان» در تصمیمات آموزشی هستیم؟ فکری عاجل برای این شکاف آموزشی لازم است، پیش از آنکه انگیزه و اعتماد به نفس نسل آینده بیش از این آسیب ببیند.

























